از پرنده پرسيدم عشق چيست؟
به من گفت:رهايي
از جغد پرسيدم
به من گفت:تنهايي
از گل سرخ پرسيدم
به من گفت :نميدانم
واگر از من بپرسي
خواهم گفت:نگاه بين من و تو
از پرنده پرسيدم عشق چيست؟
به من گفت:رهايي
از جغد پرسيدم
به من گفت:تنهايي
از گل سرخ پرسيدم
به من گفت :نميدانم
واگر از من بپرسي
خواهم گفت:نگاه بين من و تو

پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم
برگی حکم داشتم
ودیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین
بازی شروع شد
حاکم او بودو من محکوم
همه برگهاییم رفتن و سر برگ بیش نماند
برگی از جنس وفا رو کرد-من بالاتر امدم
بازی در دست من افتاد
عشق امد با حکم عشوه و ناز برید
و حکم امد از جنس چشم سیاهش
زندگی حکم پایین من بودو
باختم
..

هرکی نظر نده با این طرفه
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه
دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توستاگر كلمه
دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاستاگر كلمه
دوستت دارم پايان همه جدايي هاستاگر كلمه
دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توستاگر كلمه
دوستت دارم كليد زندان من و توستپس با تمام وجود فرياد ميزنم
دوستت دارم.

بچه ها امروز به مسئله مهمي ميخوام اشاره كنم كه اون سوتي هايي هستش كه تو رسانه هاي ملي
ما يعني راديو وتلويزيون ميدن...از اونجايي كه من 24 ساعته پاي تلويزيون هستم تونستم كه اين نكات قابل توجه رو براي شما پيدا كنم:راستی نظر بدین
1-يه بار تو برنامه کودک ( اينو به چشم ديدم چون عاشق عمو پورنگ هستم و تمام برنامه هاش رو دنبال ميكنم !!!) عمو پورنگ اجرا مي کرد مسابقه تلفني بود يه دختره زنگ زد ، پورنگ بهش گفت بابا خونه هست باهاش صحبت کنم ؟ دختره گفت: هست ولي حمومه ، پورنگ گفت مامان چه طور ؟دختره گفت مامانمم حمومه !!!
نبینی از کفت رفته...
سلطان قلبم كاش باور داشتي كه هميشه در قلب مني . عاشقانه دوستت دارم تا بي نهايت !
كاش باور داشتي كه در جنگل هميشه سبز خاطراتم تك درخت يادت را هميشه جنگلبان خواهم بود !
كاش باور داشتي كه غم و غصه هايم را مرهمي جز تو التيام نخواهد بخشيد !
كاش باور داشتي كه تك فانوس شبهاي بي ستاره ام هستي !
سلطان قلبم بيا كه ديگر زماني نمانده است براي باور دوباره زندگي .

اما گویا این بار، این بوی بنزین نیست که سر همه رو به درد آورده، بلکه بی برنامگی و نبود یک عملکرد نظارتی قوی،موجبات ناخوشی عده ای شده و تکلیف بنزین رو هم مشابه قضیه هایی مثل یارانه ( کوپن) کرده...عرضه ی آزاد بنزین در بازار سیاه..
من یک گزارشگر صفحه ی رویداد نیستم ولی خارج از این گفتگوهای تنهایی مسایلی بدجور ذهنم رو به خودش مشغول می کنه..
قصد ندارم، پروسه ی این مسئله رو تحلیل کنم٬ چرا که در حوزه ی اطلاعاتم نیست ٬ اون چیزی که هر کسی می تونه در خلوت خودش بهش فکر کنه، نوع برخورد ما، به عنوان یک شهروند، با این مسئله است.
من به عنوان فروشنده ای که با کارت های به جا مانده در جایگاه،تا جایی که توانستم از یک بی حواسی استفاده کردم..و از هر گریز گاهی برای کسب اندک منفعتی سود جستم.
از نقش ناصح بیزارم، هر کس خودش زشتی و درستی کار خودش و دیگران رو تشخیص میده مطمئننا..قصد ندارم به شعور مخاطبم توهین کنم، فقط به دنبال پاسخ یک سوال هستم:
و اون که این رفتارهای ناهنجار در مواقعی که جامعه با یک شرایط اجتماعی و اقتصادی جدید رو به رو می شود، از بی فرهنگی ما منشا گرفته یا از فراگیر بودن فقری که درصد کثیری از جامعه را به زندگی در زیر خطِ حداقلیِ امکانات، سوق داده؟
اگر مسئله فقر است پس کجا رفت آن همه شعارهای کهنِ " با سیلی صورت سرخ کردن " ؟ آن مناعت طبع خانواده ها...
و اگر مسئله فرهنگ است، پس کجا هستند آن هایی که بانگ تمدن ایرانی و ایرانی پرستیشان گوش ها را کر کرده است؟
آن هایی که برای یک داستان کارتونی هم پتیشن جمع می کنند و متعصبانه "تشکر " را به "سپاس" و " خدا نگهدار" را به" بدرود" معاوضه می کنند؟
فرهنگ، جز انسانیت چه تعریف جامع تری خواهد داشت؟ انسانیتی که جورِ کمبود ها و نداشتن هایت را هم می کشد، قطعا".
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
سعدی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آن کس چیز می بخشد ز مال خویش میبخشد نه ان حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را هر ان کس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه ان سعدی که میبخشد سر و دست و تن و پا را . سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند نه بر ان ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
01- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند.
02- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند)...
01- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده ميشود.
02- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است...

در التهاب شنیدن ترانهء گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظارات آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم
دوستت دارم......(م ـز )

هر وقت دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چه قدر دل شکستی
هر وقت دلشان رو بدست آوردی میخی رو از روی دیوار بکن تا ببیتی چقدر دل بدست آوردی
اما چه فایده...؟
که جای میخ ها روی دیوار می ماند