براي همه لحظات جادويي متشكرم !
متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.
به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
آغوش من هميشه براي تو باز است.
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
فقط كافي است چيزي از من بخواهي , بلافاصله از آن تو خواهد شد.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.
همين الان در فكر تو هستم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.
من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.
هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.
من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.
-Friendship is not a game to play, It is not a word to say, It doesn’t start on March and ends on May, It is tomorrow, yesterday, today and everyday.
دوستی ابزار بازی نیست.واژه ای برای بیان کردن نیست.در یک ماه آغاز نمی شود و در یک ماه تمام نمی شود.دوستی، فردا،دیروز ،امروز و همیشه است.
-Moon said to me, if your friend is not messaging u why don’t you leave your friend.I looked at moon and said does you sky ever leave u when u don’t shine.
ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
-To live a life i need heartbeat, 2 have heartbeat i need a heart, 2 have heart i need happiness, to have happiness i need a friend, and 4 a friend i need you ALWAYS.
برای زنده ماندن به تپش قلب نیاز دارم،برای داشتن تپش قلب ،به یک قلب نیاز دارم برای داشتن قلب به شادی نیاز دارم برای داشتن شادی به دوستی نیاز دارم و برای دوستی، همیشه به تو نیاز دارم
-Its not an achievement to make 1000’s friends in a year, but an achievement is when you make a friend for 1000’s years.
موفقیت این نیست که هزار دوست در یکسال داشته باشی،ا موفقیت وقتی است که دوستی را برای هزار سال داشته باشی
-Six rules to be HAPPY: Free your heart from hatred; Free your mind from worries; Live simply; Expect less; Give more & Always have ME as UR FRIEND
شش قانون برای شادبودن: قلبت را از کینه پاک کن،ذهنت را از نگرانی ها رها کن،ساده زندگی کن،کم توقع باش،زیاد ببخش و همیشه مرا به عنوان دوست خود داشته باش
-Never abandon old friends. They are hard 2 replace. Friendships is like wine: it gets BETTER as it grows OLDER.
هیچگاه دوستان قدیمی ات را ترک نکن.آنها برای جایگزینی سخت هستند.دوستی مثل شراب است،بهتر می شود وقتی بیشتر می ماند، بهتر می شود.
-GOD is so wise that he never created FRIENDS with price tags, Because….. if He did, I can’t afford a precious FRIEND like YOU!!!
خدا خیلی داناست که برای دوستان قیمتی نگذاشته،اگر این کار را می کرد،چطور میتوانستم بهای دوستی مثل تو را بپردازم
-Ur validity of being my friend is going 2 b expired today,plz recharge ur friendship immidetly by delivering 4-5 sweet & cool msgs.So hurry
اعتبار دوستی تان در حال اتمام است.لطفا با ارسال چهار،پنج پیام زیبا ،فورا دوستی تان را مجددا شارژ کنید
-As long as we have memories, yesterday remains; as long as we have hope, tomorrow awaits. As long as we have Friendship, each day is never a waste.
تا زمانی که حافظه ای داریم،دیروز می ماند،تازمانی که امید داریم،فرداها منتظرند،تا زمانی که باهم دوست بمانیم،روزها هرگز هدر نمی روند.
-When God gave friends he tried 2 b fair! When I got u, I got more than my share
وقتی خداوند دوستان را بخشید،سعی کرد منطقی باشد.وقتی تو را بعنوان دوست یافتم،بیش از سهم خود برداشتم.
-Friendship is sweet when it’s new, Sweeter when its true, but sweetest when its u.
دوستی شیرین است وقتی جدید است،شیرین تر است وقتی درست است ، اما شیرین ترین است وقتی آن تو هستی.
If you should die before me, ask if you could bring a friend
If you live to be a hundred, I want to live to be a hundred minus one day, so I never have to live without you.
اگه تو قراره قبل از من بمیری،سوال کن میتونی یه دوست رو با خودت بیاری.اگه قراره صد سال زنده باشی من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم،چون من هرگز نمی تونم بدون تو زندگی کنم.
Friends are God’s way of taking care of us.
دوستان، روشی الهی برای محافظت از ما هستن
True friendship is like sound health; the value of it is seldom known
until it is lost. A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out.
دوستی واقعی مثل سلامتیه.ارزش اونو وقتی می فهمیم که از دستش میدیم. یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.
Don’t walk in front of me, I may not follow. Don’t walk behind me, I may not lead. Walk beside me and be my friend.
از جلو سرم نرو، شاید نتونم دنبالت بیام. از پشت سرم گام برندار؛شاید نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بیا و دوستم باش.
اما بگذار آیینه وار اغرار کنم...
پشیمانم...
از تمام حس هایی که نثار این یخ بسته های سنگی کردم...
از تمام لبخند هایی که با تایید اهل دل به روترشی اهل عقل زدم
از تمام سادگی های بی جواب مانده ام...
از تمام نیمه های پر لیوان ها که دیدم...
سخت...
پشیمانم...!
پشيمان ميشوم شايد...!
از اينکه ماندم و رفتی...
پشيمان ميشوی روزی...
از اينکه رفتم و ماندی...!
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم
And if you have to leave
و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني
I wish that you would just leave
آرزو دارم به تمامي مي رفتي
'Cause your presence still lingers here
زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست
And it won't leave me alone
و مرا تنها نمي گذارد
These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
You used to captivate me
عادت داشتي فريبم دهي
By your resonating life
با نور درخشانت
Now I'm bound by the life you've left behind
اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم
Your face it haunts
اين چهره توست که شکار ميکند
My once pleasant dreams
هر شب روياهاي شيرينم را
Your voice it chased away
اين صداي توست که از من مي گريزاند
All the sanity in me
تمامي عقلانيتم را
These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
I've tried so hard to tell myself that you're gone
بسيار سخت تلاش کرده ام تا به خود بفهمانم که تو ديگر نيستي
But though you're still with me
اما تو هنوز ترکم نمي کني
I've been alone all along
و من که براي بازمانده زندگي تنهايم
خيانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو
عجب ديوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
و کار قلب اين دیوانه را دشوار کردی تو
چقدر از التماسم پيش مردم آبرويم رفت
چقدر اين چشم ها را پيش مردم خوار کردی تو
شنيدم بارها با ..........وليکن حيف
شهامت مال هر کس نيست پس انکار کردی تو
چقدر اشعار زيبايی برايم خواندی و گفتی
و بازی با دل بيمار من بسيار کردی تو
نمی بخشم تو را ، او را و هر کس را که بد باشد
دلم را ديگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا ديوار کردی تو
چه حسنی داشت درد اين شکست تلخ ميدانم
مرا از خواب عشق و عاشقی بيدار کردی تو
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهیست پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند


